|
|
|
|
|
امروز مي خواهم به يكي ديگر از خلقيات ايرانيان بپردازم و آن مرده پرستي است که به زعم من، نوعی پیروی از رفتار كلاغ ها مي باشد. نمي دانم تا چه اندازه درست ديده ام و در نتيجه درست درك و در نهايت تحليل مي كنم، اما واقعيت آن است كه ما ايرانيان در دو موضوع خاص، رفتاري مشابه كلاغها داريم. كلاغ زماني كه قطعه پنير يا يك دانه گردو مي يابد، در كنج خلوتي شروع به خوردن مي كند. در اين حين اگر كلاغ ديگري بخواهد با او شريك شود، فورا طعمه اش را به منقار گرفته و به گوشه ديگري مي پرد و يا حتي پرواز كرده و به مكان ديگري مي رود. اما همين كلاغ مفروض ما، اگر در حين پرواز لاشه كلاغ بي جاني را ببيند، فورا ديگر كلاغ ها را خبر كرده و در فاصله زماني كوتاهي آسمان بالاي سر آن كلاغ بي جان، سياه مي شود. در آن زمان اگر انساني از كنار آن كلاغ بي جان عبور كند، مورد هجوم كلاغ هاي عزادار قرار مي گيرد. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:51 بعد از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام به دختر عزیزم دل آرا که ۲۴ خرداد امسال وارد چهار سالگی می شود و پسر عزیزم شایان که تنها چند ساعت از تولدش می گذرد.
بله ساعت ۱۲ و ۲ دقیقه امروز دوشنبه ۲۱ فروردین ماه پسر عزیزم شایان در بیمارستان مهر مشهد، واقع در ابتدای خیابان کوهسنگی، پا به عرصه وجود گذاشت و خداوند خانواده سه نفره من را مورد لطف خویش قرار داد. به میمنت و مبارکی و با وجودی که از روز چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388که آخرین بار وبلاگم را بروز نکرده بودم و دیگر قصد بروز کردن آن را هم نداشتم اما از امروز و در قالب یک پست جدید با عنوان از مجموعه برای دل آرا و شایان وبلاگم را بروز می کنم. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 9:13 بعد از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
دل آرای عزیز امروز تو یک ماهه شدی و من و مادرت٬ امشب برایت جشن تولد یک ماهگی برگزار کردیم. البته در جشن تولد تو، از میان بستگان درجه یک و دو، تنها من و مامان حضور داشتیم و بقیه مهمانان، همان یاران همیشگی زندگی ما، یعنی مهر و صفا و صمیت و راستی بودند. زیاد سرت را به درد نیاورم امشب می خواهم برایت در معرفی و نهی تجسس که متاسفانه امروزه جز لاینفک زندگی ما ایرانیان شده، بنویسم. برای تشریح این رفتار غیر انسانی، داستانی از دوران حضرت رسول(ص) برایت نقل می کنم: نقل است مردی به محضر حضرت می رسد و می گوید: فلانی مرتکب عمل زنا شده است و از ایشان می خواهد تا دستور مجازات وی را صادر کند. اما ایشان حضرت علی(ع) را برای پیگیری موضوع به خانه فرد یاد شده٬ فرستاد و علی(ع) به خانه او که می رسد، می بیند پنجره خانه باز است و آن فرد مشغول زنا می باشد. علی فورا بازمی گردد و خطاب به پیامبر می گوید: یا رسول الله در خانه بسته است و از پشت در بسته هیچ چیز قابل مشاهده نیست. دل آرا جان مهم نیست این روایت واقعیت دارد یا نه، بلکه مهم آن است که چه پند مهمی می توانیم از این حرکت اخلاقی بگیریم. البته چون علی(ع) تنها یک نفر است و دیگر هیچ گاه از جنس او در تاریخ تکرار نشد، لذا درک این حرکت اخلاقی برای خیلی ها دشوار است. دخترم با نوشتن این مطلب٬ قصد داشتم تو را با بخشی از محتوای واقعی دین اسلام آشنا کنم و اجازه ندهم آنچه از برخوردهای به اصطلاح برخی مسلمان نماهای ایرانی می بینی، موجب شود به این حکم خطا برسی که اسلام همین است. دل آرای عزیزم این مطلب آخرین مطلبی است که در وبلاگم می گذارم و صلاح نمی بینم دیگر وبلاگم را٬ بروز نمایم. این بدان خاطر است که در بین همکاران اداره یا بهتر بگویم آدم های فضول و بیسوادی که به اجبار باید آنها را همکار بنامم، بطور غیر مستقیم من را تحت فشار گذاشته اند تا دیگر ادامه ندهم. امشب در پاسخ به این حیوان های انسان نما می گویم: در کف شیر نر خونخواره ای غیر تسلیم و رضا کو چاره ای؟ دخترم هم اکنون که دارم این مطالب را برایت می نویسم، در دل آرزو می کنم و از خداوند می خواهم ایران را٬ از شر آدم های پفیوز خلاص نماید. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 9:14 بعد از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
آدم مغرور و لاف زنی که حسابی دچار خود شیفتگی شده بود، می گفت: همه من رو دوست دارند.
رندی فورا جواب داد: آره راست میگی جز 15 نفر، خدا و 14 معصوم.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 6:58 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
در تایلند پوشیدن این حلقه های لوله ای شکل٬ از دوران کودکی جزئی از رسم و رسومات آن منطقه است که از جمله زیور آلات خانمها هم به حساب می آید و در دراز مدت منجر به دراز شدن گردن آنها می شود.لطفا برای لذت بردن از تماشای بقیه این تصاویر٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 6:35 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
این یک نمونه از جدیدترین دزدگیر های اتومبیل است.لطفا برای لذت بردن از تماشای بقیه این تصاویر٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 7:19 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
این مطلب طنز را نمی دانم چه کسی برایم ایمیل کرده ولی به هر حال برای پست امروز انتخاب کردم: چند شب پیش در میان مریض ها منشی ام وارد شد گفت: آقایی که ماهی بزرگی در دست دارد٬ آمده است و می خواهد شما را ملاقات کند.
یک مرد میانسال با لهجه شدید رشتی٬ وارد شد و در حالی که یک ماهی حدود ده کیلویی در یک کیسه نایلون بزرگ در دستش بود و شروع کرد به تشکر کردن که من عموی فلان کس هستم و شما جان او را نجات دادی و خلاصه این ماهی تحفه ناقابلی است و من هر چه فکر کردم٬ "فلان کس" را به یاد نیاوردم ولی ماهی را گرفتم و از او تشکر کردم. شب ماهی را به خانه بردم و زنم شروع به غرغر کرد که من ماهی پاک نمی کنم! خودم تا نصف شب نشستم و ماهی را تمیز و قطعه قطعه نموده و در فریزر گذاشتم. فردا عصر وارد مطب که شدم٬ دیدم همان مرد رشتی ایستاده و بسیار مضطرب تا مرا دید به طرفم دوید و گفت آقای دکتر دستم به دامنت...ماهی را پس بده.....من باید این ماهی را به فلان دکتر می دادم و اشتباهی به شما دادم...چرا شما به من نگفتی که آن دکتر نیستی و برادرزاده مرا نمی شناسی؟ من که در سالن و جلوی سایر بیماران یکه خورده بودم٬ با دستپاچگی گفتم که ماهی ات الآن در فریزر خانه ماست. او هم با ناراحتی گفت: پس پولش را بدهید تا برای دکترش یک ماهی دیگر بخرم و من با شرمساری هفتاد هزار تومان به او پرداختم. چند روز بعد متوجه شدم ماجرای مشابهی برای تعدادی از همکارانم رخ داده و ظاهرا آن مرد رشتی یک وانت ماهی به اصفهان آورده و به پزشکان اصفهانی انداخته است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 6:36 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح دریا به دهن سگ نجس نمی شه، معادل همان ضرب المثل فارسی به حرف گربه سیاه بارون نمی باره، می باشد و معنای آن مشخص است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت 7:11 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
ضرب المثل خر رو از گاو نمی تونه تشخیص بده، یکی از ضرب المثلهای معروف ایرانی است و چون احساس می کنم ریشه این ضرب المثل رو به فراموشی گذاشته شده، تصمیم گرفتم در پست امروز به آن بپردازم. می گویند در قدیم مردی بود که یک راس گاو و خر ماده داشت که از شیر گاو می خورد و از خر هم بار کشی می کرد. دست بر قضا خر در هنگام زایمان سقط شد و برای این مرد بینوا یک گاو ماند و یک خر گرسنه و لذا از شیر گاو نیز محروم شد. یک روز سر نماز دست به آسمان دراز کرد و گفت: خدایا حالا که این خر زحمتکش را از من گرفتی، حداقل کره این خر را هم از من بگیر تا حداقل من به شیر گاوم برسم. اما دست برقضا فردا که از خواب بیدار شد و دید گاوش هم سقط شده٬ با عصبانیت دست به آسمان دراز کرد و گفت: خدایا تو با این همه عظمت و قدرت و شعور، هنوز فرق خر رو از گاو نمی تونی تشخیص بدی؟ این ضرب المثل خطاب به مدیران بی کفایتی گفته می شود که مناصب مهم را٬ اشغال کرده اند |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت 10:46 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
خدایا ما را از شر آدم خر زبان نفهم و بلایای طبیعی، مصون نگه دار(به یاد عباس امیریان)! |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 8:13 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
سریال تلويزيوني رستگاران(با نام قبلی آشفتگی) كه از ابتداي ماه جاري به كارگرداني سیروس مقدم و از شبکه سوم پخش میشود٬ طبق معمول مجموعه تلويزيونهاي ايراني كه در قالب يك ماجراي محوري داستان آدمهاي متعدد زیادی را به تصوير مي كشد٬ قرار است در 53 قسمت مهمان خانواده هاي ايراني باشد.
به هر حال٬ به اين كار ندارم كه داستان این سریال٬ قصه تكراري بدبختي و تو سري خوردن زن در جامعه ايران را به تصوير مي كشد. تنها تعجم از اين است كه سيروس مقدم اين صاحب خانه مهربان دلسوز رقيق القلب را از كدام محله ايران پيدا كرده است. در كشوري كه هتلها بدون نامه از اداره اماكن نيروي انتظامي و بنگاه هاي معاملات ملكی٬ بدون مجوز و ضمانت قانوني به زن و دختر تنها٬ اتاق اجاره نمي دهند٬ چطور هاشم خان و همسرش به پونه و سارا از همه اینها مهمتر٬ این کدام صاحبخانه است که اجازه می دهد در خانه اش یک مستاجر کیف قاب زندگی کند و تازه در صدد اصلاح او هم بر می آید. شايد من٬ مهربان ترين صاحبخانه ها را چه در دوران مجردي و چه هم اكنون كه متاهل هستم تجربه كرده ام٬ ولي هنوز چنين برخوردهايي را از صاحب خانه هاي خود نديدم.
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 2:46 بعد از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
دخترم دل آرا! خوب می دانم بتدریج که بزرگ می شوی، تو نیز همچون هر دختر بچه دیگری دوست داری دایره تخیلات خود را با "عروسک بازی"، تقویت کنی. شاید عروسکهای مورد علاقه تو، شخصیتهای کارتونی باشند و شاید در کنار ملکه عروسکهای جهان یعنی "باربی" احساس آرامش نمایی. اما اینها هیچکدام مهم نیستند، بلکه موضوع مهم در این دست نوشه آن است تا تور با دو اسطوره بزرگ فرهنگی و تاریخی کشورت ایران، آشنا کنم تا چنانچه علاقه مند شدی، اوقات فراغت خود را با این دو عروسک ایرانی یعنی "دارا و سارا" بگذرانی. یادش بخیر انگار همین دیروز بود! کتاب فارسی کلاس اول دبستان را که باز می کردیم بعد از آموزش الفبا، این جملات به چشم می خورد: "بابا آب داد، بابا نان داد، دارا انار دارد، سارا سبد دارد". هرچند در سالهای اخیر "امین و اکرم و نیز امین و آزاده " جایگزین دارا و سارا در کتاب فارسی شده اند، اما از آنجایی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان از سال 81 با عرضه عروسکهای دارا و سارا به بازار، در صدد حفظ هویت ایرانی و مبارزه با تهاجم فرهنگی غرب بر آمده، بنابراین یاد آوری تاریخچه خلق این دو عروسک ایرانی، خالی از لطف نیست. خالق اولیه دارا و سارا در کتاب درسی، یک استاد زبانشناسی به نام دکتر "سلیم نیساری" است که در این خصوص خودش می گوید: در جریان بهبود روشهای آموزشی در سال 1327، وزیر فرهنگ وقت از کلیه کارشناسان وزارتخانه خواست آنهایی که توانایی دارند، نسبت به تهیه یک برنامه درسی مدرن تر اقدام کنند. نیساری می افزاید: تا آن زمان قهرمانان کتاب فارسی متعدد بودند،اما بهتر دیدم از دو شخصیت ثابت به عنوان محور، استفاده کنم تا از ابتدا تا انتهای کتاب ، در همه جریانها حضور داشته باشند. وی در خصوص انتخاب دارا و سارا می گوید: از نظر لغوی دارا به معنی مالدار و ثروتمند است و سارا نیز به معنی زبده و خالص که بر گرفته از فرهنگ ایرانی بود. نیساری اظهار می دارد: انتخاب این دو نام ، به این معنا بود که در هر خانواده ایرانی زمانی که پسر یا دختری متولد می شود، انتظار می رود برای تکمیل آن خانواده، فرزند دیگری که مخالف جنس فرزند نخست است، متولد شود. به گفته وی: در واقع داشتن یک دختر و یک پسر، نشان تکامل یافته خانواده ایرانی است و بر این اساس دارا و سارا را که دارای دو سیلاب (بخش) هستند و تلفظ شان هم آسان است، را خلق کردم که در آن سال طرح من به عنوان طرح برتر انتخاب و به تصویب رسید. دخترم این تاریخچه خلق دارا و سارا در کتاب درسی بود و بهتر است بدانی که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور تصمیم گرفت با الهام از این دو اسطوره ادبی و در پاسخ به عرضه بی حساب و کتاب عروسکهایی با نماد فرهنگ غیر ایرانی، البته با کمک کشور چین نسبت به ساخت و عرضه عروسکهای دارا و سارا، اقدام نماید. کارشناسان کانون پرورش فکری کودکان، برای این خواهر و برادر دو قلو، یک زندگینامه به شرح زیر تنظیم کردند: دارا و سارا برادر و خواهر دو قلوی هشت ساله ای هستند که در یکی از شهرهای کوچک ایران زندگی می کنند. آنها می توانند کرد، لر، ترک ، بلوچ یا فارس باشند، اما مهم ایرانی بودن آنهاست و این دو خواهر و برادر به همراه خانواده شان به سراسر ایران سفر می کنند، لباسهای زیبای محلی هر ناحیه را پوشیده و هوشیار و کنجکاو به ویژگیهای فرهنگی هر منطقه دقت می کنند. "روزبه" پدر دارا و سارا کارمند اداره میراث فرهنگی می باشد و این برای بچه ها فرصت خوبی است که به همراه پدرشان به شهرهای مهم ایران سفر کنند و با آثار تاریخی آنها آشنا شوند و مادر این دو کودک "ایران" نام دارد و معلم جغرافیاست به همین دلیل بچه ها اطلاعات خوبی از بچه های کشورهای دیگر جهان دارند. دل آرای عزیزم! هر چند زندگینامه دارا و سارا در قالب یک مجموعه قصه بزرگ و متنوع،موجب می شود کودکان با فرهنگ ایرانی بیشتر آشنا شوند، اما به دو دلیل مهم هنوز نتوانسته است جایگاه خود را در بین کودکان ایرانی بازکند. نخست قیمت بالای آنهاست و به عبارت دقیقتر در حالی که عروسک زیبای باربی را با قیمت هزار تا دو هزار تومان می توان خرید، اما قیمت هر عروسک دارا و سارا، حدود 20 هزار تومان است. دلیل دوم، شکل زشت و نیز وزن سنگین آنهاست و ظاهرا طراحان این دو عروسک فراموش کرده اند ایرانیان از نژاد آریایی، چشم سبز و با اندامی کشیده و جذاب هستند. اما به هر حال تو وظیفه داری به عنوان یک ایرانی، به دارا و سارا احترام بگذاری و نام آنها را در ذهن ادبی خود زنده نگه داری. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 8:6 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح جهان بینی نوک بینی٬ به کنایه خطاب به آدم های کوته نظری گفته می شود که افکار به دور از عقل و درک و شعور دارند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 9:12 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح حروم خوری اونهم شلغم٬ خطاب به فردی گفته می شود که برای انجام کاری غیر قانونی و بی ارزش٬ ریسک زیاد متقبل شود و خود را به خاطر هیچ٬ به خطر اندازد. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت 6:50 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
موسیقی نواحی خراسان، به برکت وسعت پهناور این خطه، از منزلت خاصی برخوردار می باشد و خود به تنهایی معرف تاریخ کهن پارسی در این بخش از کشور می باشد.
قدمت موسیقی مقامی خراسان به پنج هزار سال قبل باز می گردد و عمده ترین مقامهای خراسان عبارتند از: الله مزار، سردار عوض و گرایلی که همگی ریشه تاریخی دارند. یک استاد موسیقی در خصوص ریشه تاریخی مقام ججوخان می گوید: در عهد قاجار که حکمرانان منطقه دختران قوچان را به عنوان مالیت و باج و خراج به روسه بخشیدند، سرداری به نام ججوخان قیام کرد. یک پژوهشگر نیز می گوید: خاصیت ترانه های کردی آن است که اگر کند و آرام بخوانیم، حالت نوحه و اگر تند بخوانیم، حالت موسیقی به خود می گیرند. پژوهشگری دیگری معتقد است: در زمان شاه طهماسب صفوی که موسیقی حرام اعلام شد، اهل موسیقی تصمیم گرفتند برای حفظ تار آن را تغییر شکل داده و به دلیل اعتقاد به دوازده امام، کاسه تار را از 12 ترکه بسازند. برای تهیه این گزارش،به معرفی سه نحله فکری می پردازم که شامل: انعکاس دیدگاه های نوازندگان و خوانندگانی که عمر زیادی را در این راه سپری کرده اند، هنرمندانی که پا را از حد نوازندگی فراتر گذاشته و به تحقیق در خصوص تاریخچه این موسیقی پرداخته اند و گروه سوم افرادی که نوازنه یا خواننده نیستند٬ اما بصورت حرفه ای و علمی، پیرامون تاریخچه ملودی های موسیقی نواحی پژوهش انجام داده اند. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
امروز هیچی برای نوشتن نداشتم٬ لذا تصمیم گرفتم با چند تا عکس که از وبلاگها و سایتهای دیگر امانت گرفتم٬ از شما پذیرایی کنم.
لطفا برای تماشای بقیه تصاویر٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 6:45 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح آدم تو شهر سگها گربه شل بشه٬ ولی زن ذلیل نشه٬ معنای خاصی ندارد و صرفا در مذمت زن ذلیلی بیان می شود. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 6:52 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح فیلم بازی کردن٬ غالبا به دو معنای مجلس گرم کردن و ادا و ادفار درآوردن از خود و یا انجام یکسری رفتارها به منظور پنهان کردن یک کار خلاف یا غیر قانونی بکار می رود. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 7:16 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
اصطلاح دمش رو به دم شتر گره زده، خطاب به آدمهای ضعیفی گفته می شود که احساس می کنند اگر خودشان را به صاحبان قدرت نزدیک کنند، قدرتمند می شوند٬ در حالی که این اصطلاح بطور مشخص به افرادی گفته می شود از این اقدام چیزی نصیبشان نمی شود.
ریشه این اصطلاح آن است که روباهی از شدت گرسنگی، تصمیم می گیرد دمش را به دم شتر گره بزند تا هر چه نصیب او می شود، اندکی هم نصیب روباه بینوا شود. شتر چون هیکل بزرگی داشت، مورد احترام حیوانات بود و لذا به مهمانی های مهم دعوت می شد و در نتیجه غذاهای خوب هم می خورد. منتهی از همان بالا که می خورد، از پایین فضله هایش روی روباه می ریخت، لذا حیوان فلاک زده خطاب به شتر گفت: بابا دمت گرم ما دممون رو به دم شما گره زدیم که اینها نصیب مون بشه؟ شتر جواب داد: من که ازت نخواستم دمت رو به دم من گره بزنی، خودت حوس کردی با من همنشین بشی و ادامه داد: تو فکر کردی وقتی دمت و به دم بزرگان گره بزنی، هر چی نصیب شون بشه به تو هم می رسه؟ نه جان من، خوردنشون مال خودشون و تنها فضله هاشون نصیب تو می شه. اتفاقا حیوانات جنگل که این وضعیت را دیدند خطاب به روباه گفتند: چرا اینطوری شده؟ روباه جواب داد: "از آن زمان اینچنین آویختم، که با بزرگان درآمیختم". |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 6:56 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||
|
|
|
|
|
دیروز مطلع شدم مایکل جکسون از ستارگان موسیقی پاپ آمریکا، در سن 50 سالگی در لس آنجلس درگذشت. به ذهنم رسید این مطلب کوتاه را بنویسم: به خاطر دارم در دهه 70 که ساکن تهران بودم، روزی به اتفاق دوستان، حوس کردیم از کنسرت موسیقی استاد شجریان لذت ببریم. بخوبی به یاد دارم در آن زمان قیمت بلیط این کنسرت در بازار آزاد، 10 الی 15 هزار تومان بود و من و تعداد دیگری از دانشجویان بدلیل بضاعت محدود مالی از رفتن به این کنسرت استاد بزرگ موسیقی فاخر ایرانی، منصرف شدیم. در مقابل پنجشنبه جمعه خود را با یک نوار ویدئو از کنسرت موسیقی مایکل جکسون(رقص مردگان) که آن زمان کرایه هر شب فیلمهای زیر میزی یا غیر قانونی، 100 تومان بود به همراه مقداری تخمه آفتابگردان که در نهایت شد 500 تومان از تعطیلات آخر هفته لذت بردیم. به این میگن آخر هر چی تهاجم فرهنگی، آی خونه دار و بچه دار زنبیل و بردار و بیار، حراجش کردیم فقط 500 تومان، نه ویزا می خواد و نه بلیط هواپیما. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت 6:59 قبل از ظهر توسط علی رضا حسینی مقدم
|
|
||