94- هفت خواج رفته
اصطلاح هفت خواج رفته، خطاب به انسان فوق العاده کار پشته و با تجربه گفته می شود و غالبا بدنبال این اصطلاح، واژه سینه سوخته نیز٬ بکار می رود.
21- مهمانان حاضر٬ میزان غایب
اول صبح برای پوشش خبری دو جلسه ورزشی به ورزشگاه تختی رفتم.
نکته جالب این بود که میزبان اصلی هیچکدام از این دو جلسه ورزشی، در محل سالن و زمین ورزشی حضور نداشتند.
و نکته جالب تر اینکه یکی از این جلسات ورزشی، رقابت کشوری بود.93- کاسه شیطان
80- من گوساله ام
1- تولد دل آرا
دوست داشتم این مطالب را در لحظه تولد دخترم به ثبت برسانم، اما بدلیل مشکلات و مشغله فکری چند روز اخیر، این دل نوشته را با دو روز تاخیر، روی وبلاگم می گذارم.
ساعت 15 عصر روز یکشنبه 24 خرداد و در بیمارستان مهر مشهد، واقع در ابتدای خیابان کوهسنگی، خداوند خانواده دو نفره من را مورد لطف خویش قرار داد و دختری با تنی سالم و سیرت و صورتی زیبا، به ما عطا فرمود.
با همفکری همسرم، به این نتیجه رسیدیم که نام دخترمان را "دل آرا" یعنی دل آراینده٬ معشوق زیبا و آرامش دهنده، بگذاریم.
به همین مناسبت از این پس در این وبلاگ پست جدیدی با نام "برای دل آرا" باز نمودم تا از هم اکنون در قالب نامه های کوتاه، دخترم را با فرهنگ و تاریخ کشورش آشنا کنم تا او نیز همچون من و در حد توانش، چراغ نژاد آریایی را روشن نگه دارد.
ای ایزد منان از این که به من و خانواده ام تنی سالم، رزقی کافی، شعوری شایسته نژاد ایرانی و ایمانی اهورایی عطا کردی، تشکر می کنم و دوگانه شکر بجای آوردم.
ای خالق بزرگ جهان، از جزء به جزء خلقت هفت روزه که در کتاب آفرینش از آن سخن گفتی، بخوبی آگاهم و این درس بزرگ خلقت را به عنوان نماد صبر و برنامه ریزی برای رسیدن به اهداف والا، چراغ راه خود قرار داده ام.
بر همین اساس و بتدریج دخترم را با کمک سه نيروي بزرگ خلقت يعني پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک٬ تربیت می نمایم و از تو می خواهم ما یاری رسانی و دل آرای کوچکم را از دروغ و ریا مصون نگه داری.
آمین
20- نتایج قطعی آرای ریاست جمهوری
بر این اساس از مجموع 39 میلیون و 165 هزار و 191 رای، محمود احمدی نژاد با کسب 24 میلیون و 527 هزار و 516 رای، برای چهار سال دیگر بعنوان رییس جمهور ایران برگزیده شد که این رقم معادل 63/62 درصد کل آرا می باشد.
بعد از وی، سید میرحسین موسوی 13 میلیون و 216 هزار و 411 رای یعنی معادل 75/33 درصد، محسن رضایی 678هزار و 240 رای یعنی معادل 73/1 درصد، مهدی کروبی 333 هزار و 635 رای یعنی معادل 85/. درصد آرا را به خود اختصاص دادند.
محصولی همچنین اعلام کرد: از مجموع 46 میلیون و 200 هزار نفر جمعیت واجد شرایط، 85 درصد در انتخابات شرکت کردند و ضمنا میزان آرای باطله این دوره از انتخابات هم، 409 هزار و 389 رای اعلام شد که معادل 04/1 درصد آراست.
شاید بپرسید چرا این اخبار تکراری را که از دیروز هزاران بار از رسانه های مختلف اعلام شد، من در این پست دوباره تکرار کرده ام؟
در پاسخ باید بگویم: عرصه وبلاگ نویسی نوعی تاریخ نگاری محسوب می شود و من بنا دارم به نسل آینده وقایع را صادقانه و بدور از هر گونه جانبداری از فرد یا گروه خاص، منتقل کنم.
8- انتخاب رنگی
نگاهی به روند تبلیغاتی دو هفته گذشته ستادهای نامزدهای ریاست جمهوری، نشان می دهد آنچه در این دوره از انتخابات بیش از هر چیزی نمود یافت، تاثیر نقش رنگ در انتخاب و هدایت فکری مردم برای انتخاب فرد اصلح بود.
تمرکز روی رنگ و بخصوص رنگ سبز در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، موجب شد تا بسیاری از مسوولان از این حرکت که اتفاقا با استقبال مردم و حتی ستادهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد(البته با کمی تغییر) نیز قرار گرفت، از آن به عنوان انقلاب مخملی یا انقلاب رنگی یاد کنند.
از دیگر ویژگی های این انتخابات، ایجاد ستادهای سیار در سطح شهر و عضو گیری فعالان ستادهای انتخاباتی به صورت خود جوش بود.
سومین ویژگی این دوره از انتخابات، ایجاد اتحادهای مقدس در بین افراد شاخص نظام بر له یا علیه یک نامزد خاص بود.
92- ا... عید نه
91- آقا دایی
90- شرخر
وقتی گیرنده چک٬ دست خالی از بانک بازمی گردد٬ چک مذبور را با مبلغی پایین تر٬ به این افراد می فروشد.
شرخر وقتی چک را خرید٬ در مرحله نخست به صاحب چک٬ التیماتوم کوتاه مدتی می دهد و در مراحل بعد٬ با کمک نوچه های خود در مقابل محل کار یا منزل وی شروع به فحاشی٬ شکستن شیشه منزل٬ ایجاد مزاحمت برای نوامیس وی و حتی مضروب کردن صاحب چک می نماید.
البته شرخری تنها محدود به این مسئله نمی شود و گاه افراد برای تسویه حساب های دیگر نیز٬ از کمک شرخرها بهره مند می شوند.
شرخران در هر محله از ریز اخبار آن محله با خبر هستند و لذا حتی گاهی در نقش خبرچین پلیس٬ به ایفای نقش می پردازند.
هر چند در تمام دنیا شرخری شغلی غیرقانونی و مذبوه محسوب می شود٬ اما با این حال به صورت تلویحی٬ شیوه ای از اقتصاد سنتی می باشد.
26- عجب پله های کثیفی
آقای ژاک شیراک تو مثلا یه زمانی شهردار پاریس بودی چطور هفتا پله رو اومدی پایین و یه نگا به پشت سرت ننداختی؟
25- نقش کبوتر در معادلات سیاسی٬ اقتصادی و فرهنگی ایران
تاکنون راجع به نقش های مختلف در معادلات سه گانه ایران٬ زیاد صحبت کردم و این بار قصد دارم راجع به نقش کبوتر در معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران مطلب بنویسم.
در اصطلاح کبوتربازها یا به قول ما مشهدی ها کفتربازا، کبوترها اسمها و اخلاقیات خاصی دارند و معروف ترین اسمهای آنها عبارت از : سینه سرخ، پاکوتاه، طوقی و کاکل بسر می باشند.
کفتربازها معمولا بر روی پشت بام منزل خود٬ لانه ای از خشت و گل بنا می کنند و در آنجا به نگهداری کوترهایشان می پردازند.
کفتربازها همچنین معمولا عصرها با کمک چوبی که بر یک سر آن دستمالی گره زده اند کبوتر ها را وادار به پرواز می کنند.
شیوه کار به این صورت است که کبوترها در لبه پشت بام٬ کنار هم می نشینند و مشغول بق بق بقو می شوند.
صاحب آنها ابتدا دو دست خود را محکم به هم می کوبد و کبوترها با شنیدن صدای دستها٬ از جای خود خیز بر می دارند و در بالای سر صاحب خود٬ به پرواز در می آیند.
کفترباز هم با کمک چوبی که ذکر آن رفت و به منزله کنترل از راه دور کبوترها می باشد٬ چند دوری آنها را در آسمان می چرخاند و دوباره آنها را وادار می کند که بر سر جای خود٬ یعنی لبه پشت بام بنشینند.
یک نکته مهم در این نشستن و بلند شدن وجود دارد و آن اینکه: دفعه نخست مثلا سینه سرخ کنار کفتر چاهی نشسته بود و حال سینه سرخ کنار پاکوتا و کفتر چاهی کنار طوقی می نشیند.
برای کبوترها مهم نیست که در سمت راست پشت بام بنشینند یا در سمت چپ، بلکه آنچه برای آنها مهم می باشد، این است که دوباره جایگاهی برای نشستن٬ داشته باشند تا مبادا از لبه پشت بام سقوط کنند.
خوب همین دیگه٬ باز هم می خوای برات توضیح بدم؟ یه خورده هم تو مغزت رو از حالت آکبندی خارج کن.
79- تصاویری از موزه مادام توسو
78- بچه ای یک ساله بار دار شد
89- دن کیشوت
دن کیشوت نام رمانی است نوشته نویسنده اسپانیایی "میگل سروانتس ساآودر" که در ایران توسط محمد قاضی به زبان فارسی ترجمه شده است.
موضوع داستان٬ زندگی پهلوانی خیالی و مردی ابله نظیر پهلوانان بیدست و پا و دغلکار است که در فارسی عامیانه به این چنین آدمهایی "پهلوان پنبه" میگویند.
دن کیشوت که خود را مبارزی دلیر و شکستناپذیر میپنداشت، با خادم خود که همیشه حامل سلاح اوست، به مسافرت میپردازد و در این سفر اعمال مجنونانهای از وی سر میزند.
این اصطلاح در ایران٬ خطاب به آدمهایی با همین خصلتهای یاد شده گفته می شود.
24- نقش وعده در معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران
اما اینکه وعده چه ارتباط منطقی با انتخابات و در نهایت معادلات سه گانه ایران داره، بستگی به نوع وعده هایی داره که وعده دهنده، به مردم می ده.
به عبارت دقیقتر مهم نیست این وعده ها از نوع سرخرمنی باشن یا نه، بلکه مهم اینه که در طول ایام قانونی وعده دادن به مردم، بعضی از وعده دهنده ها، چنان جو گیر می شن که از حقوق بیکاری گرفته تا حقوق خانه داری و پول نفت و خلاصه هر چی دم دستشون برسه رو وعده شو به مردم می دن.
تا اینجاش این وعده ها مشکل آفرین نیستن، اما مشکل از زمانی کم کم شروع می شه که مردم از خودشون می پرسن: "به به چشم و دلمون روشن، یعنی حق و حقوق ما تو این مملکت این همه زیاد بوده و تا حالا از اون خبر نداشتیم؟"
از این حیث مصداق اون داستان فردای بعد از زلزله بم که خبرنگار تلویزیون از یه بابایی می پرسه نظر شما راجع به زلزله بم چیه و اونهم جواب می ده: بسم ا... برنامه ی آموزنده ای بود، فقط اگر مدت زلزله رو یه کم بیشتر کنن، خیلی بهتره" من هم معتقدم اگه این مدت وعده دادن رو یه کم بیشتر کنن تا ما رعیت دست از همه جا کوتاه، با حقوق خودمون بیشتر آشنا بشیم خیلی بیتره.
7- فرهنگ آرشیوی
فرهنگ آرشیوی به مفهوم آن نیست که یک مدیر در یک نشست خبری بتواند آمار خوبی به رسانه های جمعی ارایه کند٬ بلکه به آن مفهوم است که با مطالعه آرشیو موجود در دستگاه تحت امرش٬ بتواند از تجربیات و دانش مدیران قبلی اطلاعات کافی کسب کند تا دیگر مجبور نباشد خود٬ دستش را به درون آتش دراز کند.
فرهنگ آرشیوی٬ یعنی اینکه اگر مدیری می خواهد راجع به صنعت هواپیمایی صحبت کند٬ از تاریخ گذشته این صنعت اطلاعات کافی داشته باشد.
یا اگر می خواهد راجع به صادرات یا واردات شکر تصمیمی بگیرد٬ با تاریخچه صنعت شکر در جهان و البته کشورش آگاهی کاملی داشته باشد و قص علی هذا.
این مطلب را به این دلیل امروز نوشتم تا به خوانندگان وبلاگم بگویم: چه بهتر است در راستای تقویت فرهنگ آرشیوی٬ از فضای دیجیتالی شخصی خود آغاز گر این نهضت فکری باشید و هر از چند گاهی حداقل اطلاعات کلی به خوانندگان مطالبتان بدهید.
مثلا اگر نگاهی کلی به "آرشیو موضوعی" وبلاگ من داشته باشید٬ در می یابید تا قبل از مطلب امروز٬ در کل ۲۴۰ مطلب ارایه نموده ام که از این تعداد:
۳ مطلب در حوزه تاریخ شفاهی
۴ مطلب در حوزه دایره المعارف مشاغل ایران
۸۸ مطلب در حوزه دایره المعارف فرهنگ محله
۵ مطلب در حوزه دایره المعارف شایعات
۷۷ مطلب در حوزه عکس و کاریکاتور
۵ مطلب در حوزه خلقیات ما ایرانیان
۶ مطلب در حوزه مقالات
۱۹ مطلب در حوزه حاشیه اخبار
۲۳ مطلب در حوزه طنز
۷ مطلب در حوزه نقدی بر سیما
۳ مطلب در حوزه مناجات با خداوند می باشند.
5- پاسخگویی با کمک "رخوت و بی تفاوتی"، یکی از خلقیات ما ایرانیان
به گواه تاریخ، عموما اجداد ما در برخورد با حکومتهای استبدادی، تا آنجا که توان مبارزه داشتند، به جنگ رو در رو می پرداختند، اما زمانی که خود را بی پناه و دست خود را از همه جا کوتاهتر می یافتند، سکوت کرده و در انتظار ظهور یک ابرمرد، سر در گریبان خود فرو می کردند.
منتهی این رویکرد در انتظار منجی نشستن، در بسیاری از موارد٬ به زیان حکومتها تمام می شد.
1- به گواه تاریخ٬ در سال 14هجرت که عربها (به فرمان عمر و به فرماندهی سعدبن ابی وقاص) به ایران حمله کردند، مصادف بود با دوران حکمرانی یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانی).
در آن زمان فرمانده سپاه ایران (رستم فرخزاد) ابتدا به دنبال ایرانیان وطن پرستی بود تا به سوی مرزها گسیل شوند و در مقابل عربها ایستادگی کنند.
در آن دوران فقر و حاکمیت سیستم طبقاتی "کاست"، امان توده ها را بریده بود و تنفر شدید مردم نسبت به نظام حاکم را، به منتهی علیه خود رسانده بود و لذا حتی دستمزدهای چند برابر هم موجب نشد تا مردم به سوی مرز قادسیه گسیل شوند.
از این روی یزدگرد مجبور می شود تا به پای ایرانیان زنجیر ببندد و آنها را به زور به مرزها بردند که این جنگ در تاریخ معروف شد به جنگ "ذات السلاسل" یا پیکار زنجیریان، اما این زنجیر بستن ها نیز٬ نتوانست در مقابل قدرت "رخوت و بی تفاوتی" مردم، مقاومت کند و سرانجام سپاه ۳۰ هزار نفری عربها٬ بر سپاه ۱۲۰ هزار نفری ایرانیان پیروز شدند و امپراطوری ساسانیان سقوط کرد.
2- حمله محمود افغان در سال 1135 به ایران و سقوط سلسله پر قدرت صفویه، نمونه دیگری از این بی تفاوتی ها می باشد.
به گواه تاریخ٬ محمود پس تصرف شهرهای شرقی ایران، و قتل عام مردم بی گناه، وارد اصفهان شد و بعد از به زندان انداختن شاه سلطان حسین، موفق شد سلسله صفویه را منقزض کند.
البته این پیروزی برای خود او هم غیر قابل باور بود، زیرا زمانی که به دیوارهای شهر اصفهان می رسد، رو به یکی از فرماندهانش می کند و می گوید: "ما کی به ایران می رسیم؟"
فرمانده اش پاسخ می دهد: "قربان ما خراسان راه هم پشت سر گذاشته ایم" و محمود افغان با تعجب می گوید: "پس کو مدافعان این امپراتوری بزرگ؟"
شاید در آن لحظه که ایران مورد تاخت و تاز اقوام بیگانه قرار می گرفته، اجداد ما به این موضوع فکر نمی کردند که بعدا چه اتفاقی می افتد، بلکه آنها خدا خدا می کردند که حاکم ظالم برود و نابود شود و بعدا هر چه شد، اشکالی ندارد.
3- در شهریور 20 بعد از اشغال ایران توسط متوفقین، رضای میرپنج سوادکوهی کت بسته به ژوهانسبورگ تبعید می شود و یک ایرانی با غیرت از خانه بیرون نی آید و به آمریکا، شوروی و انگلیس بگوید: این مرد حتی اگر کافر حربی هم باشد، به هر حال شاه مملکت است، چرا؟
آری مطالعه تاریخ گذشته ما نشان می دهد٬ یکی از بزرگترین مشکلات ایرانیان آن بوده است که "می دانستیم چه نمی خواهیم اما نمی دانستیم چه می خواهیم".
و شاید به همین خاطر است که صادق هدایت زمانی گفته بود: "ایرانی ها خوش استقبال و بد بدرقه هستند".
19- انعکاس یک مطلب
امروز بر حسب اتفاق مطلع شدم وبلاگی به نام درود پایتخت طبیعت ایران به آدرس اینترنتی doroud.wordpress.com آن را منعکس نموده که من هم دوباره آن را درج می کنم.

درباره من و تاج دولت: