3- ای کاش علی(ع) خلق نمی شد!
بارالها ای کاش یا علی(ع) را خلق نمی کردی٬ یا حداقل با نمادی چون عدالت مزینش نمی کردی تا ما امروز از آن عدالت علوی٬ به افسانه یاد نکنیم!
از بس که مردم٬ خسته شدم!
69- فرق بین دوغ و دوشاب!
این جمله در سیستم دیوان سالاری اداری ایران٬ زیاد بکار برده می شود و زمانی که دو کارمند٬ یکی با چرب زبانی خود را فعال نشان می دهد و دیگری با کار صادقانه٬ اما در نظر دیگران و به خصوص رییس اداره٬ هر دو به یک میزان ارزشمند هستند٬ این اصطلاح به کنایه خطاب به رییس یا مدیر اداره بکار برده می شود.
68- پریود مردانه
واژه پریود نیاز به تعریف ندارد و همان عادت ماهانه زنانه است و از آنجا که زنان در ایام پریودی٬ کم حوصله و عصبانی می شوند و تمایل ندارند با کسی معاشرت داشته باشند، لذا در نظام دیوان سالاری ایران، زمانی که کارمندان یک اداره مشاهده کنند که رییس یا مدیرشان عصابانی است، فورا می گویند آقای ... پریود مردانه شده.
64- چند لقمه برای خوردن
لطفا برای تماشای لقمه های خوردنی٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید.
63- همسانی و همانندی
19- شرط بندی
این مطلب جالب را از وبلاگ دوست اینترنتی خود آقای روزبه زارع زاده به آدرس اینترنتی www.zarezadeh.tk امانت گرفتم تا شما هم از خواندنش لذت ببرید.![]()
یك روز خانم مسنی با یك كیف پر از پول به یكی از شعب بزرگترین بانك كانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح كرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانك را ملاقات كند . و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی كه سپرده گذاری كرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانك برای آن خانم ترتیب داده شد .
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مركزی بانك رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت كه آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنكه صحبت به حساب بانكی پیرزن رسید و مدیر عامل با كنجكاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است . زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام كه همانا شرط بندی است ، پس انداز كرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی كه این كار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده كنم و شرط ببندم كه شما شكم دارید !
مرد مدیر عامل كه اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وكیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی كنیم و سپس ببینیم چه كسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی كه ظاهراً وكیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست كرد كه در صورت امكان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد
مرد مدیر عامل كه مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به كجا ختم می شود ، با لبخندی كه بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل كرد . وكیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل كه پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد . پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم كه كاری خواهم كرد تا مدیر عامل بزرگترین بانك كانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون كند !
13- در حاشیه سفر یک دیپلمات عراقی به مشهد
بعد از پایان این جلسه٬ یکی از دیپلماتهای عراقی٬ به مسوول اردوگاه مازندران گفت: شما امشب شام مهمان کنسولگری عراق هستید.
مسوول ایرانی در پاسخ به این دعوت و با حالتی دریوزه وار٬ شروع کرد به بوسیدن سر و رو و کتف و گردن این عراقی و گفت: نه قربان شما امشب شام همینجا هستید.
و در پاسخ به دعوت مجدد طرف عراقی٬ مسوول ایرانی با اصرار و تعارفات بی دلیل ایرانی گفت: جان شما اصلا راه ندارد ولی چون اصرار دارید شما میزبان ما باشید٬ به شما قول می دهم در این جلسه شام به همه اعلام کنم ما در اردوگاه مازندران مهمان شما هستیم.
به طور حتم نسل سوم ایران از بی رحمی و شقاوت عراقی ها چیزی به خاطر ندارند ولی ما نسل اولی ها هم٬ چشمان مان را می بندیم و می گوییم عراقی ها هیچ عشق و علاقه ای به جنگ با ایرانی ها نداشتند و هشت سال٬ به زور روانه جبهه شدند و الان دو ملت و دو دولت دوست یکدیگر هستیم.
اینکه در عرف دیپلماتیک هیچ کشوری٬ برای اصرار و تعارفات ایرانی نه جایگاهی تعریف شده و نه مورد تایید قرار گرفته است٬ این را هم ندیده می گیریم.
اما دوست داشتم یک نفر پیدا می شد و حداقل به این میزبانان مشهدی می گفت: ای کاش حرمت پیام نوروزی رهبری را نگه می داشتید و برای صرف جویی در هزینه ها٬ حداقل به اندازه یک وعده غذا٬ شما روی سر عراقی ها خراب می شدید.
حال بماند که بر روی میز این نشست مشترک٬ هر کسی می توانست با یک نگاه سرانگشتی حساب کند که چیزی حدود بیست سی بسته خامه٬ چند شیشه عسل٬ چند گرم مغز گردو٬ چند قالب پنیر و... باز شد و استفاده نشد.
67- خیلی سیزده بدری
5- نقدی بر سریال تلوزیونی اشکها و لبخندها
این بدان خاطر است که دست اندر کارانه این مجموعه تلوزیونی٬ تولیدات با محتوای عوامانه و خاله زنانه ای صدا و سیما را برای نخستین بار در یک قالب "موزیکال" به مردم عرضه می کنند.
هر چند در این زمینه٬ سینما یک قدم جلوتر را چند سال پیش برداشته است و هر چند دیالوگهای موزیکال فاقد آهنگ و موسیقی است٬ اما به هر حال بدعتی جدید در عرصه تولیدات ساختار شکن صدا و سیمای جمهوری اسلامی می باشد.
در خصوص سابقه ساخت فیلمهای موزیکال در ایران٬ تا آنجا که به خاطر دارم٬ بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و در دهه ۸۰ سامان مقدم فیلم مکس را ساخت که در آن محمد رضا شريفي نيا٬ فرهاد آييش٬ گوهر خيرانديش٬ امير جعفري٬ سيروس ابراهيم زاده٬ رامبد جوان٬ فريبا متخصص و پگاه آهنگراني هنرنمایی می کردند.
متن اشکها و لبخندها که در آن مهدی هاشمی و گوهر خیراندیش(در نقش یک خواهر و بردار اما از دو جنس دیدگاه فکری) و با دیالوگهای موزیکال به هنرنمایی می پردازند٬ توسط علیرضا نادری و علیرضا کاظمی پور نوشته شده و به کارگردانی حسن فتحی و تهیه کنندگی اسماعیل عفیفه شبهای شنبه٬ دوشنبه و چهارشنبه مهمان خانواده های ایرانی است.
به نظر می رسد اگر برای این این متنهای جاهلی تهرانی دهه سی٬ سمفونی زیبایی نیز ساخته می شد٬ از بسیاری از معایب آن کاسته می شد.
62- تصاویری از یک مومیایی
این یک نمونه از تصاویر مومیایی شده توت آنخ آمون است٬ لطفا برای تماشای بقیه تصاویر٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید.
66- سگ می زنه و گربه می رقصه
اصطلاح سگ می زنه و گربه می رقصه، کنایه از توصیف یک وضعیت بلوشور، درهم و برهم و به هم ریخته است.
65- بچه کلاغ 40 ساله
61- خداوند زیباست و زیبایی را هم دوست دارد
و باز حتما معنی این آیه را هم بارها شنیده اید که یکی از اسما خداوند٬ "ستارالعیوب" است و من تصمیم دارم تا از یک زاویه خاص و نگاه خود٬ این سه آیه را با تصاویری که دریافت کرده ام٬ برایتان به تصویر بکشم.
لطفا برای پی بردن به عظمت خلقت خود٬ واژه "ادامه مطلب" را کلیک کنید.
18- منطقی و قانونی
قانوني است اما منطقي نيست، منطقي است اما قانوني نيست نه قانوني است و نه منطقي !
دانشجويي پس از اينكه در درس منطق نمره نياورد به استادش گفت: قربان، شما
واقعا چيزي در مورد موضوع اين درس مي دانيد؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غير اينصورت نمي توانستم يك استاد باشم.
دانشجو ادامه داد: بسيار خوب، من مايلم از شما يك سوال بپرسم ،اگر جواب
صحيح داديد من نمره ام را قبول مي كنم در غير اينصورت از شما مي خواهم به
من نمره كامل اين درس را بدهيد.
استاد قبول كرد و دانشجو پرسيد: آن چيست كه قانوني است ولي منطقي نيست،
منطقي است ولي قانوني نيست و نه قانوني است و نه منطقي؟
استاد پس از تاملي طولاني نتوانست جواب بدهد و مجبور شد نمره كامل درس را
به آن دانشجو بدهد.
بعد از مدتي استاد با بهترين شاگردش تماس گرفت و همان سوال را پرسيد و
شاگردش بلافاصله جواب داد: قربان شما 63 سال داريد و با يك خانم 35 ساله
ازدواج كرديد كه البته قانوني است ولي منطقي نيست. همسر شما يك معشوقه 25
ساله دارد كه منطقي است ولي قانوني نيست و اين حقيقت كه شما به معشوقه
همسرتان نمره كامل داديد در صورتيكه بايد آن درس را رد مي شد نه قانوني
است و نه منطقي !!!


درباره من و تاج دولت: