29- هدایای دیپلماتیک مالکیت حقیقی دارد یا حقوقی؟


پنجمین نمایشگاه تخصصی ورزش و جوانان و دومین نمایشگاه پیوند آسمانی بيرجند كه از شنبه هفته جاري در نمايشگاه بين المللي اين شهر داير و تا فردا شب ادامه خواهد داشت، تنها حاوي يك پيام مهم است:
تنها چهار روز از سال شادي كنيد بدون هيچ گونه دغدغه خاطر


وي گفت: جمع كل آراي اخذ شده: 36 میلیون و 704 هزار و 156 نفر بود.
نجار افزود: از مجموع 50483192 نفر واجد شرایط رای، تعداد 36704156 نفر رای خود را به صندوق انداختند و لذا ميزان مشارکت 7/72 درصد بود.
وي همچنين گفت: از مجموع این تعداد آرا 35458747 رای صحیح شمارش شد و آقای حسن روحانی با کسب 18613329 حايز اکثریت مطلق آرا شد.
وزير كشور آرای سایر کاندیداها را، به این شرح اعلام كرد:
محمد باقر قالیباف 6077292 رای
سعید جلیلی 4168946 رای
محسن رضایی میرقائد 3884412
علی اکبر ولایتی 2268753
سید محمد غرضی 446015
عصر ديروز، رسانه به اصطلاح "ملي" نخستين مناظره با محوريت برنامه هاي اقتصادي را براي هشت نامزد رياست جمهوري ترتيب داده بود كه بيشتر به يك جلسه آزمون ورود به دانشگاه يا آزمون استخدامي و تست هوش شباهت داشت.

تا ديروز كه شور و نشاط انتخاباتي در بين لايه هاي پاييني جامعه به چشم نمي خورد و همه منتظر بوديم بلكه با اين مناظره، جرقه شور و نشاط انتخاباتي توسط رسانه "ملي" زده شود.
اما حماقت دست اندركاران اين رسانه كه نام ملي را با خود يدك مي كشند، نه تنها شوري به وجود نياورد بلكه مردم را نسبت به روزهاي گذشته مايوس تر كرد.
شايد ضرب المثل "دوستي خاله خرسه" را حتما شنيده ايد، برخورد رسانه ملي ديروز به طور دقيق تداعي گر اين ضرب المثل پارسي بود.
نمي خواهم تداعي گر خاطرات تلخ انتخابات سال 88 باشم و نمي خواهم بر له يا عليه كسي مطلبي بنويسم، اما واقعيت آن است كه مناظره واقعي در سال 88 برگزار شد و صرف نظر از اينكه چه كسي حق گفت و چه كسي توهين كرد، اما همان حرف و حديث ها شور و نشاط مردم را صد چندان كرد.
مهمترين نتيجه مناظره هاي سال 88 آن بود كه گروهي از مردم بر عليه يك نامزد و گروهي ديگر بر له يك نامزد به خيابان ريختند و اين يعني مفهوم واقعي نتيجه مناظره.
از سوي ديگر رسانه ملي اين روزها كارش به "گدايي راي" از مردم كشيده شده و در اين زمينه همچون گذشته بر مدار افراط حركت خود را تنظيم كرده است.

اين يعني آن كه رسانه ملي گاه از اين سوي بوم و گاه از آن سوي بوم به زمين مي افتد.
نه به آن برخورد افراط گونه و يكه به قاضي رفتن سال 88 كه خيلي از حقايق انتخاباتي را ماله كشيد و سكوت كرد و نه به اين كه امروز كارش چنان به دريوزگي كشيده كه به حيدري(مجري توانمند سيما) حتي اجازه نمي دهد از هشت نامزد به پرسد: "برنامه اقتصادي شما براي رفع مشكلات موجود چيست؟"
به هر حال يكي از اين هشت نفر بايد ظرف دو هفته آينده به عنوان رييس جمهوري ايران انتخاب و معرفي شوند.
اين در حالي است كه هشت نامزد در معرفي برنامه هاي اقتصادي خود همان جملات تكراري و نخ نماي گذشتگان را تكرار كردند كه من حتي زماني از زبان "اميرعباس هويدا نخست وزير رژيم پهلوي شنيده بودم آن جا كه گفته بود: "اعليحضرت شاهنشاه آريامهر تاكيد دارند كه بايد اقتصاد خود را از اتكا به درآمدهاي نفتي به سمت درآمدهاي غيرنفتي سوق بدهيم و من در براي تحقق اين خواسه همايوني از هيچ كوششي فروگذار نخواهم كرد".
"قاشق سازی كاری نداره، مشت می زنی توش گود می شه، دمش و می كشی دراز می شه".
اصل موضوع مهم نيست، اما در لابلاي صحبت هاي سرپرست امور شعب بانك ملي استان، مطلب جالبي بيان شد كه من را ياد آن لطيفه معروف انداخت كه ميگه "همي صداقتش منو كشته"
ايشان در بين صحبت فرمودند: تعدادي كامپيوتر مستعمل داريم كه از هيات مديره مجوز آن را براي اهدا به آموزش و پرورش گرفته ايم و فقط كافي است آموزش و پرورش نامه اش را بنويسد تا ترتيب انتقالش را بدهيم.
پس نتيجه اخلاقي از مراسم افتتاح اين هنرستان به شرح ذيل است:
مستراحش را از بانك ملي شعبه كرچك آباد سفلي آورديم.
آزمايشگاه اش را از بانك ملي شعبه يالغوذآباد اوليا آورديم.
دو كلاسش را از بانك ملي شعبه اونور جاده سفر بخير آورديم.
پشت بامش ايزوله شده اش را از بانك ملي شعبه پشمك آباد غره گوزلو آورديم.
بقيه اش را از انبار طهران آوريم.
درين درين! و بدين تريتب نخستين هنرستان ساخته شده از بهترين آلياژ بازيافت مواد در بيرجند افتتاح شد.
چندي پيش توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خراسان جنوبی، کارگاه آموزشی عروسک سازی در بیرجند برگزار شد.
فرصت خوبی بدست داد تا با ˈبهناز مهدی خواهˈ مدرس این کارگاه آموزشی در خصوص وضعیت عروسک سازی در ایران و جایگاه عروسک های ایرانی به عنوان شخصیت های هویت ساز آیندگان این مرز و بوم، صحبتی داشته باشم.
او كه هم اكنون مدرس نمایشگر عروسکی و سرپرست گروه خیمه شب بازی مبارک مي باشد، معتقد است: یکی از روش های نفوذ فرهنگی و جنگ نرم در ایران، نفوذ عروسک باربی به بهای نابودی هویت عروسک های ایرانی نظیر "دارا و سارا" و "مبارک" می باشد که این هشدار بزرگی به برنامه ریزان فرهنگی کشور است.

مهدی خواه مي افزايد: "برنامه ریزی" و "جامعه نگری" دو مولفه مهمی است که سازندگان عروسک باربی به کار گرفتند تا بتوانند محصول فرهنگی خود را به تمام دنیا تسری بدهند.
به گفته وی: از سوی دیگر ایجاد "خلاء فرهنگی" و عرضه آن با "قیمت ارزان" در کشور میزبان نیز، موجب شد تا بسیاری از مردم در سراسر جهان از این پدیده نوظهور استقبال کنند که البته در ایران نیز متاسفانه این پدیده فرهنگی در قالب یک جنگ نرم برنامه ریزی شده، جای خود را در سبد فرهنگی خانواده های ایرانی باز کرد.

مهدی خواه مي گويد: این در حالی است که در طراحی عروسک های دارا و سارا، نه تنها این ظرافت ها به کار گرفته نشد، بلکه طراحان آن سعی کرده اند در این سال ها تنها با پوشاندن لباس اقوام و طوایف ایرانی، به این دو هویت ایرانی ببخشند.
وی مي افزايد: البته یک سال نیم است که حوزه هنری کشور با به کارگیری گروهی از هنرمندان و استادان دانشگاه در رشته های مختلف مرتبط با عروسک سازی، روانشناسی و رشته های مختلف مرتبط با کودک، در حال انجام کارهای پژوهشی هستند تا عروسک جدیدی با هویت ایرانی به بازار عرضه کنند.
مهدی خواه با بیان اینکه از من نیز دعوت به عمل آمده تا دیدگاه های خود را مطرح کنم، گفت: آن طور که دست اندرکاران این پروژه اعلام کرده اند، قرار است ابتدا به تصویرگری عروسک مورد نظر خود به پردازند و چنانچه با استقبال مواجه شد، به تولید آن مبادرت کنند و این یعنی انجام یک کار اصولی و حساب شده که اگر به همین شیوه به حرکت خود ادامه دهند، بعید می دانم عروسک حوزه هنری به سرنوشت دارا و سارا دچار شود.
وی در بخش دیگری از مورد بی مهری قرار گرفتن عروسک ملی مبارک از سوی برخی متولیان فرهنگی کشور انتقاد کرد و گفت: بهتر است نگاه ها و سلیقه های سیاسی را حداقل در بخش فرهنگ و هنر کودکان کنار گذاشت.
به اعتقاد مهدی خواه: هر از چند گاهی از گوشه و کنار صدایی می شنویم که چرا عروسک های ایرانی مثل مبارک در دنیا جایی برای خود باز نکرده اند، اما ایجا این سووال پیش می آید که چرا حداقل در تهران که برای ژانرهای مختلف نمایشی سالن های خاص در نظر گرفته شده است، اما برای خیمه شب بازی که یکی از نمایش های آیینی ما می باشد، سالن خاصی در نظر گرفته نشده است؟
وی مي گويد: 12 سال است به عنوان نخستین زن خیمه شب باز و سرپرست گروه خیمه شب بازی مبارک، کارم را البته با هزاران مشکلات و سنگ اندازی های سلیقه ای آغاز کردم و در مقابل با حمایت های مسوولان تاکنون در شهرهای مختلف ایران و حتی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی ايران در کشورهای فرانسه، ایتالیا، سوریه، لبنان، اردن، چک، هندوستان و ترکیه و در فستیوال های مختلف ویژه کودکان به اجرا پرداختیم که اتفاقا موفق شدیم فرهنگ ایرانی را به جامعه جهانی معرفی کنیم.
مهدی خواه با بیان اینکه نکته جالب در این خصوص برخورد کودکان ایرانی و هندی با مقوله عروسک مبارک است، مي افزايد: زمانی که برای اجرا به برخی شهرهای ایران می رفتیم، کودکان هم وطن ما عروسک باربی را می شناختند، اما با عروسک مبارک بیگانه بودند و برایشان تازگی داشت.
وی مي گويد: در مقابل هر چند کودکان هندی از عروسک مبارک به عنوان یک پدید جدید استقبال می کردند، اما از وجود عروسک باربی بی خبر بودند و زمانی که بیشتر دقت کردیم، دیدیم در این کشور عروسک باربی نه تنها مورد استقبال قرار نگرفته بلکه اولویت نخست برای کودکان هندی همان عروسک ها و تیپ های شخصیتی برگرفته از فرهنگ خودشان است.
مهدی خواه در ادامه به تاریخ عروسک مبارک اشاره کرد و گفت: هر چند خواستگاه اجتماعی عروسک مبارک به درستی مشخص نیست و برخی آن را از هند، چین و یا ترکیه می دانند، اما واقعیت آن است که این عروسک خیلی زود موفق شد با انگاره های فرهنگی و اجتماعی ایران خود را وفق دهد و حتی در دوران صفویه آرام آرام وارد دربار شد، به گونه ای که مبارک تنها شخصیتی بود که اجازه داشت شاه را با واژه "پدرسوخته" خطاب کند.
وی افزود: کم کم مبارک به ایده آل مردم ایران تبدیل شد و خنده های بلند حاکمان، تداعی گر تلخی رفتارشان بود، اما چون از زبان غلامی سیاه و شیرین عقل بیان می شد، حساسیت برنگیز نبود، به شکلی که حتی پای ثابت برنامه لحظه سال تحویل تلویزیون ملی نیز شده بود.
به گفته مهدی خواه: اما امروز از سوی برخی شخصیت مبارک مورد انتقاد است و حتی به من پیشنهاد شده بود با تغییر رنگ لباس و سفیدی صورت مبارک در رسانه ملی نیز برنامه اجرا کنم که پاسخم منفی بود زيرا:
شير بي يال و دم اشكم كه ديد اين چنين شيري خدا كي آفريد؟
اول صبح برای پوشش خبری دو جلسه ورزشی به ورزشگاه تختی رفتم.
نکته جالب این بود که میزبان اصلی هیچکدام از این دو جلسه ورزشی، در محل سالن و زمین ورزشی حضور نداشتند.
و نکته جالب تر اینکه یکی از این جلسات ورزشی، رقابت کشوری بود.امروز بر حسب اتفاق مطلع شدم وبلاگی به نام درود پایتخت طبیعت ایران به آدرس اینترنتی doroud.wordpress.com آن را منعکس نموده که من هم دوباره آن را درج می کنم.
امشب تیم فوتبال پیام خراسان٬ با نتیجه یک بر صفر در مقابل تیم استقلال تهران٬ باخت و به لیگ دسته یک سقوط کرد.
صرف نظر از اینکه تیم استقلال تهران نیز، قهرمان هشتمین دوره لیگ برتر کشور شد و جشن خود را٬ در ورزشگاه ثامن الائمه(ع) برگزار کرد، اما بیاییم از حق نگذریم و بپذیریم که امشب پیام به استقلال تهران نباخت.
امشب تیم فوتبال پیام٬ به مجموعه ای از مدیران استان خراسان رضوی باخت.
امشب پیام به مربیان خود یعنی: خداداد عزیزی، مجید حسینی پور، عباس چمنیان، رضا صاحبی و کاظم غیاثیان و نیز مدیران و سرپرستان باشگاهش باخت.
امشب پیام به رمی و اسطرلاب کسانی باخت که وقتی می خواستند تیم را اعزام کنند، حیفشان می آمد برای بازیکنان بلیط هواپیما بخرند و با اتوبوس اعزامشان می کردند، اما برای آنکه فردای بعد از شکست، از گزند بعضی روزنامه نگاران در امان بمانند، خبرنگاران آنها را با پر قو به سفر می بردند و اسم این کار خود را هم مدیریت استراتژیک گذاشته بودند.
صرف نظر را صحت و سقم این گفتار٬ جمله فوق حکایت بازیکنان تیم فوتبال پیام خراسان است٬ زیرا در حالی که دیشب با ترک هتل طرقبه همگی اعلام کردند در بازی امروز شرکت نمی کنند٬ اما گویا شبانه به هتل برگردانده شده و به صورت نسیه قرار است تا دو ساعت دیگر در مقابل تیم استقلال وارد زمین شوند.
البته به قول قدیمی ها: این که بود رفتنم٬ وای به پس رفتنم٬ بعید می دانم این تیم با این روحیه٬ امروز در مقابل استقلال دوام بیاورد.
آنها دیشب هتل محل اقامت خود (طرقبه مشهد) را ترک کرده و اظهار داشتند: اگر در خانه استراحت کنیم، بهتر از آن است که با وعده های سر خرمن به رقابت بپردازیم.
شب گذشته، مسوولان باشگاه پیام ضیافت شامی برای بازیکنان پیام و نیز خبرنگاران حوزه ورزش ترتیب داده بودند.
پیشتر اعلام شده بود: قرار است در این ضیافت شام رسما اعلام شود که مسوولان باشگاه، بخشی از مبلغ قرار داد بازیکنان را پرداخته اند.
اما بازیکنان به رسانه ها اعلام کردند: با وجوی که قرار بود مهدی زمان (خریدار باشگاه) صد میلیون تومان و جواد ایزدی مدیرعامل کنونی باشگاه نیز همین مبلغ به ما بپردازند، اما ایزدی به وعده خود عمل نکرد و آن را به زمان دیگری موکول نمود.
هر چند در این خصوص هیچ یک از مسوولان باشگاه حاضر نشدند به رسانه ها توضیح بدهند، اما هادی برگی زر یکی از بازیکنان به من گفت: با شناختی که از ایزدی داریم، اگر امشب پول خود را گرفتیم که هیچ، و الا مگر بعد از پایان بازی می شود از وی پول گرفت؟
قرار است عصر امروز و در هفته پایانی لیگ برتر، تیم فوتبال پیام میزبان تیم استقلال تهران در ورزشگاه ثامن الائمه (ع) باشد.
بعد از پایان این جلسه٬ یکی از دیپلماتهای عراقی٬ به مسوول اردوگاه مازندران گفت: شما امشب شام مهمان کنسولگری عراق هستید.
مسوول ایرانی در پاسخ به این دعوت و با حالتی دریوزه وار٬ شروع کرد به بوسیدن سر و رو و کتف و گردن این عراقی و گفت: نه قربان شما امشب شام همینجا هستید.
و در پاسخ به دعوت مجدد طرف عراقی٬ مسوول ایرانی با اصرار و تعارفات بی دلیل ایرانی گفت: جان شما اصلا راه ندارد ولی چون اصرار دارید شما میزبان ما باشید٬ به شما قول می دهم در این جلسه شام به همه اعلام کنم ما در اردوگاه مازندران مهمان شما هستیم.
به طور حتم نسل سوم ایران از بی رحمی و شقاوت عراقی ها چیزی به خاطر ندارند ولی ما نسل اولی ها هم٬ چشمان مان را می بندیم و می گوییم عراقی ها هیچ عشق و علاقه ای به جنگ با ایرانی ها نداشتند و هشت سال٬ به زور روانه جبهه شدند و الان دو ملت و دو دولت دوست یکدیگر هستیم.
اینکه در عرف دیپلماتیک هیچ کشوری٬ برای اصرار و تعارفات ایرانی نه جایگاهی تعریف شده و نه مورد تایید قرار گرفته است٬ این را هم ندیده می گیریم.
اما دوست داشتم یک نفر پیدا می شد و حداقل به این میزبانان مشهدی می گفت: ای کاش حرمت پیام نوروزی رهبری را نگه می داشتید و برای صرف جویی در هزینه ها٬ حداقل به اندازه یک وعده غذا٬ شما روی سر عراقی ها خراب می شدید.
حال بماند که بر روی میز این نشست مشترک٬ هر کسی می توانست با یک نگاه سرانگشتی حساب کند که چیزی حدود بیست سی بسته خامه٬ چند شیشه عسل٬ چند گرم مغز گردو٬ چند قالب پنیر و... باز شد و استفاده نشد.
شاید آمدن وی به عرصه مبارزات انتخاباتی٬ به اندازه انصرافش از حضور در این عرصه٬ برای نخبگان سیاسی و تحلیگران زیاد تعجب برانگیز نباشد.
البته از آنجا که حضور میرحسین موسوی به عرصه انتخابات برای بسیاری تعجب برانگیز بود٬ همانها نیز معتقدند رفتن خاتمی٬ معلول آمدن میرحسین موسوی است که به زعم من این نمی تواند یک تحلیل منطقی باشد٬ زیرا خاتمی نه تنها به میرحسین موسوی به چشم یک رقیب انتخاباتی نگاه نمی کند٬ بلکه بلعکس این دو به یگدیگر به چشم یک "مکمل انتخاباتی" می نگرند.
اما به زعم من رفتن خاتمی زایده انجام یک محاسبه ساده ریاضی است که انجام این معادله ساده به خلق و خوی فرهنگی مردم یزد و البته محمد خاتمی که اهل اردکان یزد می باشد٬ باز می گردد.
یزدی ها آدمهای حسابگری هستند و غالبا هم چیز را از دریچه چهار عمل اصلی نگاه می کنند و حتی ضرب المثل "دستمال یزدی" که به غلط به مفهوم چاپلوسی به کار برده می شود٬ ریشه در هوش مردم یزد در حسابگری دارد.
داستان از این قرار است که یزدی ها در قدیم وقتی می خواستند برای تجارت و خرید به شهر و دیار دیگری بروند٬ تمام پول خود را درون دستمال کهنه و پاره ای می پیچاندند و سپس آن را لابلای جهاز شتران یا کف اتوبوس می گذاشتند تا توجه کسی به آنها جلب نشود.
زمانی هم که به مقصد خود می رسیدند دستمال خود را از کف ماشین برداشته و در صحت و سلامت کامل به انجام معاملات اقتصادی می پرداختند.
بر اساس این مقدمات ذهنی و تاریخی٬ کسب مقام ریاست جمهوری هر قدر هم برای خاتمی ارزشمند باشد٬ فعلا صلاح دیده آن را در یک دستمال یزدی بپیچد و به کناری بیاندازد.
داستان از این قرار است که امروز در اداره تربیت بدنی مشهد٬ جلسه نایب رییسان بانوان فدراسیون بیسبال کشور برگزار شد.
سخنران اصلی این جلسه٬ نایب رییس فدراسیون یعنی دکتر رضا علی بود و از آنجا که او البته به قول خودش مدرس دانشگاه نیز هست٬ شروع کرده به طرح نظریات علمی و ... در جهان آینده چهار گروه شرکت داریم که عبارتند از شرکتهای گاو شیر ده و گربه وحشی و خورشید تابان و نمی دانم جوجه تیغی پشمالو ...
نمی دانم چون به لحاظ فنی با رشته بیسبال آشنایی نداشتم٬ چیزی از اراجیف وی سر در نیاوردم یا اینکه او این جلسه را با کلاس دانشگاهی اشتباه گرفت بود؟
به هر حال طبق معمول این نوع جلسات دست خالی بیرون آمدم و برای تهیه خبر جلسه به مدد فکر و قلم خودم چیزی سر هم کرده و گذاشتم روی خط.
بد نیست تا کمی راجع به او با شما صحبت کنم٬ البته اطلاعات مربوط به بیوگرافی وی٬ بر گرفته از سایت ویکی پدیا می باشد.
میرحسین موسوی خامنهای(زاده ۱۳۲۰ در خامنه) سیاستمدار ایرانی، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی آخرین نخست وزیر ایران است که با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخستوزیری، از فعالیت های اجرایی کناره گرفت و عمده فعالیت خود را در فرهنگستان هنر متمرکز کرد.
وی مدرک کارشناسی ارشد معماری و شهرسازی خود را در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) اخذ کرد و هم اکنون رییس فرهنگستان هنر می باشد.
سوابق شغلی وی به شرح ذیل می باشد:
مدرس دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۳ - ۱۳۵۴
استادیار دانشگاه ملی (شهید بهشتی) سال ۱۳۵۴ - ۱۳۵۶
عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ - ۱۳۶۰
رئیس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی۱۳۵۸
دبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
مشاور سیاسی رئیس جمهور
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸
استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ - ۱۳۷۶
مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
رئیس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون
مشاور سیاسی رئیس جمهور سال ۱۳۶۰ - ۱۳۶۸
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام از سال ۱۳۶۸
استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس ۱۳۶۸ - ۱۳۷۶
مشاور عالی رییس جمهور از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴
رییس فرهنگستان هنر ایران از سال ۱۳۷۸ تاکنون
اسامی اعضای کابینه نخست او (سالهای۶۴-۶۰) بدین شرح است: پرورش آموزشو پرورش٬ نبوی پست٬ ری شهری اطلاعات٬ نمازی دارایی٬ ولایتی امورخارجه٬عسگراولادی بازرگانی منافی بهداشت٬ سلامتی کشاورزی٬ اصغری دادگستری٬ غفوری فرد نیرو٬ محمد سلیمی دفاع ۲۲ بهزاد نبوی وزیر مشاور در امور اجرایی٬ محسن رفیقدوست سپاه٬ نژادحسینیان راه٬ هاشمی صنایع٬ نجفی علوم٬ معادیخواه ارشاد٬ توکلی کار٬ گنابادی کار٬ نیک روش کشور و محمد غرضی نفت.
اسامی کابینه دوم میرحسین موسوی(۶۸-۶۴) بدین شرح است: اکرمی آموزشو پرورش٬ سعیدی کیا راه٬غرضی پست٬ رفیقدوست سپاه٬ ری شهری اطلاعات٬ نبوی صنایع سنگین٬ نمازی دارایی٬ فرهادی آموزش عالی٬
ولایتی امورخارجه٬ خاتمی ارشاد٬ عابدی جعفری بازرگانی٬ سرحدی زاده کار٬ مرندی بهداشت٬ نوری کشور٬کازرونی مسکن٬ زالی کشاورزی٬ آقازاده نفت٬ حبیبی دادگستری٬ بانکی نیرو٬ جلالی دفاع و نامدار زنگنه جهاد.
مهندس موسوی در سال ۱۳۶۰ پس از آن که مجلس شورای اسلامی به صلاحیت علی اکبر ولایتی برای سمت نخست وزیری رای نداد، از سوی رییس جمهوری وقت ایران به عنوان نخست وزیر پیشنهادی به مجلس معرفی شد و پس از کسب رای اعتماد این سمت را تا ۸ سال پس از آن نیز حفظ کرد.ژ
به نظر می رسد یکی از مشکلاتی که میرحسین موسوی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری با آن مواجه است موضوع مهم فقدان آشنایی نسل سوم٬ با گذشته وی است و این امری طبیعی است که افرادی همچون محمد خاتمی برای ایجاد ارتباط بین موسوی با نسل جوان و نوجوان٬ پا پیش بگذارند.
اما تا آنجا که ذهن تاریخی من می گوید٬ وی در دوران هشت سال دفاع مقدس نوعی از اقتصاد به تعبیری سوسیالیستی(کوپنی) را اجرا نمود که در آن زمان نیز٬ این نوع خاص از اقتصاد٬ جواب داد.
در عین حال خیلی از ناظران سیاسی و اقتصادی معتقدند: " بخش اعظمی از تورم موجود کنونی٬ ناشی اجرای همین اقتصاد است٬ زیرا در آن دوران دولت مجبور بود نفت را پیش فروش نماید.