در تاریخ ادبیات کهن فارسی٬ کاسه از جایگاه بسیار رفیعی در معرفی حالات روحی و افعال اجتماعی مختلف ما ایرانیان برخوردار است.

   مثلا ما ضرب المثل "کاسه داغ تر از آش" را٬ برای آدمهایی بکار می بریم که می خواهند فراتر از قانون حرکت کنند.

   بر اساس همین ضرب المثل و در دهه ٬۶۰ پوشیدن جوراب سفید در ایران٬ جرمی معادل "غرب زدگی" و مغایر با "عفت عمومی" محسوب می شد.

   یا ضرب المثل "کاسه جایی رود که شاه طغار باز آید"، مصداق وام های قرض الحسنه ای است که در زمان باز پرداخت آن٬ شیره جان واگیرنده را هم طلب می کنند.

   و یا مثل "تغاری بشکند ماستی بریزه جهان گردد به کام کاسه لیسان" آن قدر مشخص است که دیگر نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

   بسیاری معتقدند کاسه جزو لوازم اساسی یک زندگی است اما در مقابل این گروه٬ دیوژن فیلسوف بزرگ یونان باستان از مال دنیا تنها یک کاسه شکسته داشت و یک روز دید دیوانه ای به کنار رودخانه رفت و با دستانش آب خورد.

   دیوژن از خود پرسید یعنی من از آن دیوانه نیز٬ کمترم و از آن زمان او همان کاسه شکسته را هم٬ به کناری انداخت.

  جایگاه کاسه در معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیشتر به رشد افراد متقاضی برای دریافت کاسه و در مقابل نگاه ضعیفی است که صنعتگران به تولید این کالای اساسی دارند و تازه ما جمعیت رو به تزاید کاسه لیسان را نیز، هنوز حساب نکرده ایم که خود مزید بر علت است.

  حال چرا تولیدکندگان ما رغبتی به تولید بیشتر کاسه از خود نشان نمی دهند، روایتها متعدد است و ما فقط نقال هستیم و گناهش گردن آنهایی که می گویند.

   طبق نظر عده ای، تجار و صنعتگران چینی با تولید کاسه های ارزان، بازار ایران را اشباع کرده و تولید کنندگان داخلی دیگر توان مقابله با این مافیایی اقتصادی را ندارند.

   بعضی دیگر می گویند: به هیچ وجه با کمبود کاسه مواجه نیستیم زیرا به موازات افزایش واردات چینی و تولیدات داخلی، جمعیت کاسه لیس هم زیاد می شود و حتی میزان اینها٬ بیشتر از آنهاست.

   آنها همچنین می گویند: تازه کاسه لیسی صرفه جویی ارزی هم به دنبال دارد زیرا دیگر نیازی به واردات مواد اولیه برای کارخانجات تولید کننده مواد شوینده نیست.

   زیرا بعد از اینکه غذا تمام شد، اول کاسه را نان می کشند و بعد با زبان لیس می زنند و تمیز می شود و بعدش تنها باید آب کشید.

   البته گروه سومی هستند که می گویند: کاسه نه تنها امروز٬ که در طول تاریخ و در معادلات سه گانه٬ جایگاه خاصی داشته است.

   گواه آن  هم این است که هر گاه در طول تاریخ ایران٬ مردم در تنگناهای مختلف و از جمله اقتصادی قرار می گرفتند، دولتمردان برای رفع مشکلات مردم٬ ریاضت اقتصادی را از خود شروع کرده و همگی با هم دستشان را در یک کاسه کرده واز آن می خوردند تا مردم احساس نکنند کسی به فکر آنها نیست.