در خصوص نقش افراد و اشیای مختلفت در معادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران، تاکنون مطالب متعددی نوشته ام و اینبار می خواهم به نقش آبدارچی در این معادلات سه گانه چند خطی بنویسم.

     منتهی خیلی از این قشر زحمت کش، وحشت دارم و می ترسم اگه این مطالب به گوششون برسه، ممکنه منو نفرین کنن، برای همین خواهش می کنم راجع به این چند خط٬ با کسی حرف نزنین.

    در ذهنیت عوام، آبدارچی یعنی آدم مفلوک، توسری خور، مظلوم، پراولاد و کم درآمد، با ظاهری ژولیده پولیده و مواردی از این دست٬ اما در مقابل خیلی ها معتقدند در نظام دیوان سالاری ایران، آبدارچی یعنی رییس یا مدیر در سایه.

     آنها همچنین معتقدند: آبدارچی یعنی آنتن، آبدارچی یعنی گروه فشار و خلاصه آبدارچی یعنی دور زدن این و آن و آبدارچی یعنی اوج گرفتن.

    و به همین خاطر است که در نظام دیوان سالاری ایران، به رشوه، پول چایی که نصیب آبدارچی می شود نیز می گویند.

  در طول تاریخ ایران آبدارچی ها یا نوکرانه خاصه، نفوذ زیادی در شخص شاه داشتند، به حدی که گاه از این عجوبه ها به عنوان مشاور اعظم هم استفاده می شد.

  البته امروزه هم یکی از وظایف سازمانی یک آبدارچی٬ کنترل ورود و خروج پرسنل هست، زیرا تجربه نشون داده دستگاه های کارت زن٬ دقت یک آبدارچی رو ندارن.

   از سوی دیگه آبدارچی ها در حکم کعب الاخبار یک اداره محسوب می شن زیرا  "گماشتگی" برای رییس یا مدیر، از وظایف مهم یک آبدارچی محسوب می شه و لذا پرسنل با کمک همین قشر زحمت کش٬ غالبا از اخبار داخل منزل رییس با خبر می شن.

  استاد دانشگاهي تعريف مي كرد در رژيم گذشته, كارمند عالي رتبه وزارت فرهنگ و هنر (فرهنگ و ارشاد اسلامي) بودم.

  يك روز آبادرچي اداره بعد از آنكه استكان چاي را روي ميزم گذاشت, به من گفت:"آقاي دكتر مونيخ كه تشريف بردين سوغاتي ما يادتون نره! و من با تعجب پرسدم: منظورت چيه و آبدارچي جواب داد: "الان تو اتاق وزير بودم و ايشان داشت ليست نمايندگان وزارت فرهنگ و هنر را براي اعزام به مسابقات المپيك مونيخ ۱۹۷۵مي فرستاد و در آن ليست چون اسم يك نفر خالي بود٬ من از وزير خواستم اسم شما را اضافه كنه".