9- گزارشی پیرامون موسیقی مقامی خراسان
پیش درآمد: صرف وسعت خاک، همیشه در بردارنده منافع سیاسی و اقتصادی نمی باشد، بلکه به لحاظ معنوی نیز می تواند برغنای تاریخی و فرهنگی یک قوم بیافزاید.
موسیقی نواحی خراسان، به برکت وسعت پهناور این خطه، از منزلت خاصی برخوردار می باشد و خود به تنهایی معرف تاریخ کهن پارسی در این بخش از کشور می باشد.
یکی از ویژگی های مهم موسیقی مقامی، آن است که بصورت سینه به سینه، آداب و رسوم و فرهنگ اقوام مختلف را، نسل به نسل انتقال داده است.
از آنجا که مناطق مختلف خراسان، از پایگاههای مهم این هنر اصیل بشمار می روند، لذا پرداختن به این هنر و آموزش و اشاعه آن، می تواند زمینه مناسبی برای حفظ تاریخ شفاهی و کتبی این شاخه از هنر به شمار آید.
البته از آنجا که هم اکنون، از بسیاری از سروده ها و ملودی های محلی، جز یک نام دور از ذهن چیز دیگری بر جای نمانده و حتی بسیاری از نوازندگان و خوانندگان، جز اجرای آن ترانه، اطلاعات بیشتر و دقیقتری از ریشه تاریخی آن موسیقی، ندارند، اینگونه تصور شود که کاوش در خصوص تاریخ خراسان بر مبنای مطالعه ترانه های محلی، کار ارزشمندی نمی باشد.
اما از دیگر سوی٬ از آنجا که بسیاری از هنرمندان خراسانی پا را از حد نوازندگی فراتر گذاشته و به تحقیق و پژوهش در خصوص موسیقی نواحی زادگاه خود همت گماشته اند، ثبت و ضبط نقطه نظرات آنها، لازم و ضروری به نظر می رسد.
لذا برای تهیه این گزارش،به معرفی سه نحله فکری می پردازم که شامل: انعکاس دیدگاه های نوازندگان و خوانندگانی که عمر زیادی را در این راه سپری کرده اند، هنرمندانی که پا را از حد نوازندگی فراتر گذاشته و به تحقیق در خصوص تاریخچه این موسیقی پرداخته اند و گروه سوم افرادی که نوازنه یا خواننده نیستند٬ اما بصورت حرفه ای و علمی، پیرامون تاریخچه ملودی های موسیقی نواحی پژوهش انجام داده اند.
این گزارش در تاریخ 19 بهمن سال 81 و به توصیه مرحوم حمیدرضا نصری رییس وقت خبرگزاری جمهوری اسلامی مرکز خراسان تهیه شد، اما هیچگاه فرصت استفاده از آن در خبرگزاری پیش نیامد و امروز این گزارش را در وبلاگم قرار می دهم.
غلامعلی پورعطایی از استادان موسیقی مقامی جنوب خراسان در رابطه معرفی موسیقی مقامی خراسان می گوید: از آنجا که این موسیقی در برگیرنده مجموعه ای از آداب و رسوم، داستانها و حتی زندگی روزمره مردم بوده و به این مضامین و موارد جاه، مقام و منزلتی قایل است، لذا به این نوع موسیقی مقامی یعنی دارای مقام خاص می گویند.
وی می افزاید: موسیقی مقامی جنوب و شرق خراسان در برگیرنده ابعاد مختلف از جمله کشاورزی، دامداری، غم و شادی، تاخت و تازها، تعزیه ها، منقبت خوانی ها و خلاصه هر نوع فعالیت روزمره مردم می باشد.
به گفته پورعطایی: در قدیم رسم بود بعد از فراغت از کار روزانه، مردم در گوشه ای جمع شده و به دو تار نوازی، شاهنامه خوانی، امیرارسلان خوانی، ذکر داستانهای مختلف پرداخته و آن را به نسل بعد منتقل می کردند، اما امروز حضور ماهوار، CD و غیره فرصت پرداختن به تاریخ کهن فارسی را تا حدودی تحت الشعاع قرار داده است.
وی معتقد است: هرچند من و امثال من در حال انتقال این هنر به نسل جوان هستیم، ولی همه اینها در حکم یک فعالیت فردی است و بدون پشتیبانی قوی و حمایت دولت، کار با ارزشی صورت نمی گیرد.
شایان ذکر است: غلامعلی پور عطایی متولد 1320 و ساکن تربت جام و معلم بازنشسته آموزش و پرورش است و در حال حاضر ضمن اجرای برنامه های آموزشی٬ نوازندگی و خوانندگی٬ در امر تحقیق و پژوهش هنر موسیقی مقامی نیز٬ فعالیت می کند.
محمد فرزند مرحوم حسین یگانه ازاستادان موسیقی مقامی شمال خراسان نیز می گوید: از ویژگیهای این موسیقی آن است که می تواند همچون موسیقی پاپ، شاد هم باشد.
وی می افزاید: قدمت موسیقی مقامی شمال خراسان٬ به پنج هزار سال قبل باز می گردد و عمده ترین مقامهای خراسان عبارتند از: الله مزار، سردار عوض و گرایلی که همگی ریشه تاریخی دارند.
یگانه در خصوص ریشه تاریخی مقام ججوخان می گوید: در عهد قاجار که حکمرانان منطقه دختران قوچان را به عنوان مالیت و باج و خراج به روسه بخشیدند، سرداری به نام ججوخان قیام کرد.
وی قیام خود را از درگز آغاز کرد و کم کم به آزادی خواهان مشروطه پیوند خورد و سپس دستگیر و به دستور نیکولای کشته شد و قلبش را از سینه در آوردند.
شایان ذکر است: محمد یگانه متولد 1330 قوچان است و در زمان تهیه این گزارش، در منزل خود مشغول آموزش دو تار نوازی بود و در ساخت دو تار نیز مهارت دارد.
هوشنگ جاوید محقق دیگر در عرصه موسیقی مقامی خراسان نیز، با تشریح تاریخچه این شاخه از هنر، می گوید: بلحاظ جغرافیایی این موسیقی به سه دسته خراسان شمالی، خراسان میانه و خراسان جنوبی تقسیم می شود، اما از نظر معنا و مفهوم، می توان آن را به 19 دسته تفکیک نمود که همگی اینها، بیانگر تاریخ کهن این استان پهناور است.
وی می افزاید: بخشی از این موسیقی مربوط به بانوان است چرا که بانوان در قدیم، در حین کار و در حالات مختلف، موسیقی خاص خود را داشتند که خود به تنهایی شامل بخشهای آموزشی، نیایشی، ستایشی بود و حتی موسیقی لالایی ها٬ بخش ویژه و بسیار غنی از این شاخه هنری است.
جاوید در ادامه به تشریح موسیقی نمایشی پرداخته و می گوید: این موسیقی شامل تعزیه و منقبت خوانی بود که در اعیاد و مراسم سوگواری ائمه اطهار، اجرا می شد، که متاسفانه رو به اضمحلال رفته است.
وی در تشریح موسیقی کار و تلاش نیز می گوید: همانطور که از اسم آن پیداست، در هنگام کارهای روزمره و نیز فصلهای سه گانه کاشت، داشت و برداشت، اجرامی شد که به سه گروه سنی نوجوانان، بزرگسالان و پیران اختصاص داشت.
جاوید در زمینه موسیقی حماسی یا آیفت مندی نیز می افزاید: ترانه های آیفت مند در برگیرنده نیاز، خواهش، حاجت و تضرع می باشد و غالبا زاییده یک حماسه یا واقعه تاریخی است که برای قهرمانان یک قوم، رخ می داده و برای زنده نگه داشتن آن واقعه، سروده می شد که حماسه فروش دختران قوچان به روسها در زمان قاجار، حماسه کوراغلی و حماسه سردار عوض٬ نمونه ای از این نوع سروده ها است.
وی در ادامه موسیقی ستایشی را، یادآور شده و می گوید: ریشه این نوع سروده ها، به قبل از اسلام و زمانی که توتم پرستی بر ایران حاکم بود، بازمی گردد و غالبا در ستایش گاو، اسب و در دوران معاصر به شکل ستایش های مذهبی نیز، جلوه گراست.
این پژوهشگر سپس به تشریح موسیقی اندیشه و موسیقی کوچ و سفر پرداخته و می افزاید: اندیشه شامل نحله های فلسفی و صوفی گرایانه بود و موسیقی کوچ و سفر را غالبا در حین سفر و مهاجرت می خواندند.
وی همچنین به معرفی موسیقی خرده نمایشهای آیینی، نقلی و روایتی و اوقات فراغت اشاره کرده و می گوید: موسیقی خرده نمایشهای آیینی، شامل ترانه های آموزشی و دینی بود و به همراه نقلی و روایتی، کاملا" از بین رفته است.
جاوید در تشریح موسیقی اوقات فراغت می افزاید: این موسیقی به دو شکل آیین های هر زمانی و نیز، آیین های یک زمان خاص صورت می گرفت که نمونه های بارز آن در نوع نخست، شامل عروسی یا مجلس ختنه سوران و در نوع دوم، نوروز یا غدیریه خوانی، متبلور می باشد.
وی در ادامه پیرامون موسیقی فصل آوازها، گاه آوازها و شوخ یا طنز می گوید: موسیقی فصل آوازها در رابطه با فصل کاشت و برداشت و موسیقی گاه آوازها، بر اساس باورهای هستی شناختی(مثلا" برای خسوف و کسوف) نواخته می شد و موسیقی شوخ یا طنز، بیشتر به برخوردهای انتقادی عده ای چون دولتی ها٬ معطوف بود که کارشان شاد کردن مردم و انتقاد از حاکمان بود.
جاوید در تشریح موسیقی رزم و نبرد، شادمانی و ساحرانه و موسیقی درمانی نیز می افزاید: در هنگام نبرد، نی چوپانان در حکم ساز و رمز رزم بود و موسیقی سحر و جادو، در زمان باز شدن بخت دختران یا باردار شدن زنان نازا و موسیقی درمانی هم برای انسانهای افسرده سروده می شد.
وی در ادامه در بیان موسیقی عبادی، خبر واقعه و طبیعت گرایانه، اظهار می دارد: موسیقی عبادی به دو شکل موظف مثلا" هنگام نماز یا سحری خوردن و همیشگی مانند نوحه خوانی وجود داشت و موسیقی خبر واقعه اختصاص به خبرسیل و زلزله و نیز موسیقی طبیعت گرایانه، براساس اعتقاد به اساطیر و طبیعت صورت می گرفت.
جاوید در بخش دیگری با اظهار تاسف از جو حاکم بر موسیقی نواحی ایران، ضمن اشاره به اینکه موسیقی مقامی خراسان بیانگر تاریخ کهن این خطه از مرز و بوم کشور می باشد، خواستار توجه بیشتر مسوولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی٬ بخصوص در حوزه موسیقی شد.
هوشنگ جاوید اهل قوچان٬ خواهر زاده نجم الدین خواننده معروف ترانه های سنتی و فارغ التحصیل دانشکده صدا وسیما می باشد.
یک کارشناس موسیقی و عضو عضو ارکستر سمفونیک صدا و سیمای تهران، موسیقی مقامی این استان را، نیازمند تحول دانسته و می گوید: شرط بقای این موسیقی، تحول و آمیختگی با روشها و فنون جدید است.
کیوان علایی می افزاید: موسیقی مقامی بسیار ساده و ابتدایی است و اگر امروز می بینیم از این شاخه هنری در خارج از کشور استقبال می شود، بدان معنا نیست که قابل مقایسه با موسیقی کلاسیک باشد، بلکه بیشتر شبیه آنست که افراد به موزه رفته و از آن لذت ببرند.
وی ویژگی شاخص موسیقی مقامی خراسان را در زمینه صدای ساز، تکنیک نوازندگی و نیز نحوه اجرای آن می داند و گوید: ساز غالب در موسیقی مقامی استان خراسان دوتار است و تکنیک نوازندگی، غالبا تابع ساز و نحوه اجرای نت ها نیز، خاص این استان است.
علایی در تعریف علمی موسیقی مقامی می گوید: از دیدگاه بین المللی، موسیقی مقامی مربوط به مد خاصی است و مد نیز یک پرده بندی مشخصی دارد و مقام یعنی چند پرده که با یک فواصل فرکانسی خاص، در کنار هم قرار گیرند.
وی می افزاید: به لحاظ فیزیکی یک پرده بندی خاصی بوجود می آید که هر نغمه ای که در این پرده بندی نواخته شود از آن کاراکتر و حال و هوای کلی آن مقام، تبعیت می کند.
به اعتقاد علایی: جوانان از موسیقی مقامی شناخت زیادی ندارند و البته لازم هم نیست که آن را بشناسند چرا که این رشته از موسیقی، بروز نیست و بیشتر با حال و هوای روستا هماهنگ می باشد.
وی معتقد است: جوان امروز با فناوریهای جدید در عرصه موسیقی آشنا شده اند و دوستدار نغمه های جدیدند و از آنجا که بافت این نوع موسیقی، قدیمی است و هیچگونه تکنیک های جدید در آن مشاهده نمی شود، لذا به ندرت جوانی را می بینیم که به سراغ این شاخه از هنر برود.
علایی می افزاید: دوتار، ساز بسیار ساده ای می باشد و طبعا" به لحاظ محدود بودن پرده ها، بایستی ملودی های آن هم محدود باشد و این کمک می کند به یکنواختی موسیقی که در مقابل این همه سازهای مدرن، برای گوش خسته کننده خواهد بود.
از دیگر پژوهشگران عرصه موسیقی مقامی، موسی الرضا کوچکترین فرزند مرحوم حسین یگانه است که در تشریح موسیقی مقامی می گوید: موسیقی مقامی دارای مراحل چهارگانه می باشد.
وی می افزاید: مرحله نخست تارزن است و به کسی می گویند که فقط تار می زند و در مرحله دوم٬ تارچی است که علاوه بر نوازندگی، به مرحله شناخت آهنگ و تفکیک نتها نیز، رسیده است.
یگانه می گوید: مرحله سوم بخشی نام دارد و آن کسی است که به مرحله عرفان رسیده و به خاطر مسایل مادی، نوازندگی نکند و پس از گذراندن این مرحله، به مقام آخر یا استادی خواهد رسید.
وی در بخش دیگری به معرفی مقامها پرداخته و می افزاید: مقامها به سه دسته عرفانی، حماسه ای و اتفاقی تقسیم می شوند.
به گفته یگانه: موسیقی عرفانی و حماسی شامل راز و نیاز شخص با خالق در سوگ عزیز از میان رفته در جنگ و موارد مشابه است که خوانده می شد و موسیقی اتفاقی، غالبا از طبیعت یا وقایع روزمره سرچشمه می گرفت که در این بین می توان به مقامهای معروفی چون گرایلی، طرقه و آق غره دله اشاره کرد.
وی در معرفی تار و اجزای آن و نیز سیر تاریخی تحول در ساخت آن می گوید: تار یا چکور، سازی است که فاقد قازمه یا ترکه و یک دست می باشد.
به گفته یگانه: این نوع تار، از اجزای نر و ماده که کاسه تار از چوب نر(دوایر درشت چوب را نر می گویند) و چوب صفحه از ماده(دوایر نازک و ریز) ساخته می شود و تا زمانی که این دو با هم جفت نشوند، صدای اصلی آن به گوش نخواهد رسید.
وی می افزاید: منتهی در زمان شاه طهماسب صفوی، موسیقی حرام اعلام شد و ساز رایج در آن زمان، به لحاظ مشی و مسلک درویشی، تنها دف بود.
به گفته یگانه: اهل موسیقی تصمیم گرفتند برای حفظ تار آن را تغییر شکل داده و به دلیل اعتقاد به دوازده امام، کاسه تار را از 12 ترکه بسازند و حتی امروزه به لحاظ اعتقادی در تربت جام تارها را٬ از هفت ترکه می سازند.
وی می افزاید: در آن زمان بدلیل علاقه و ارادت به خاندان پیامبر، ترانه هایی از حکایتهای ابراهیم ادهم، علی مرد مردان و خلاصه آهنگ هایی که رنگ و لعاب شیعی داشتند، ساخته شد و حتی امروز می بینیم تارها را با 12 پرده ( یا 11 پرده و یک پرده مخفی) می سازند.
یگانه در بخش دیگری در خصوص روند رو به رکود موسیقی مقامی می گوید: متاسفانه وزارت فرهگ و ارشاد اسلامی برای معرفی این هنر راه را غلط پیموده است و اشتباه آن ها این است که تنها سراغ ریش سفیدها رفته و آنها نیز غالبا سلایق شخصی را٬ اعمال می کنند.
وی می افزاید: شخصیت این افراد قابل احترام است ولی به هر حال بایستی پذیرفت که آنها فقط یک نوازنده هستند و از تاریخ این هنر، اطلاعات کافی ندارند.
یکی دیگر از پژوهشگران عرصه موسیقی مقامی کلیم الله توحدی است که در این خصوص می گوید: افسانه ها یا چیروک ها، ناب ترین نمادها و یکی از راه های ارتباطی پیشینیان با نسل بعدی می باشد.
وی می افزاید: برای بررسی موسیقی نواحی٬ ابتدا بایستی به مطالعه فرهنگ، تاریخ، جغرافیا و خلاصه آداب و رسوم و نیز مظاهر زندگی و منش مردم هر منطقه پرداخت و سپس پیرامون موسیقی مقامی آن ناحیه اظهار نظر نمود.
به گفته توحدی: خوشبختانه ملت بزرگ و کهنسال ایران از فرهنگ عامه بسیار غنی و پرباری برخوردار است که این گنجینه عظیم، سهم ارزنده ای در حفظ استقلال این سرزمین در طول تاریخ داشته است.
وی با بیان اینکه موسیقی مقامی بر اساس 12 ماه سال، دارای 12 مقام می باشد، می افزاید: واژه مقام یک واژه عربی است که به معنای منزلت و رتبه است، اما در بین ایلات و عشایر خراسان به آن دستان یا هنگ گفته می شود.
توحدی معتقد است: قداست موسیقی مقامی در تک نوازی است٬ ولی متاسفانه امروزه بیشتر توجه به گروه نوازی شده و این باعث پنهان ماندن نقایص کار یک نوازنده می شود.
وی با تاکید بر اینکه تاکنون عاشقها، عامل اصلی انتقال این هنر به نسل بعد بوده اند، می افزاید:خاصیت ترانه های کردی آن است که اگر کند و آرام بخوانیم، حالت نوحه و اگر تند بخوانیم، حالت موسیقی به خود می گیرند.
توحدی در بخش دیگری در خصوص ریشه رقصهای قوچان می گوید: از آنجا که کردها مردمی مرزبان بودند، این حرکات بیشتر جنبه رزمی داشته است.
وی با اظهار تاسف از افزایش مهاجرت ایلات و عشایر به شهرها، این مسئله را عامل مهمی در عدم شناخت جوانان با موسیقی نواحی دانسته و می افزاید: این افراد حامل فرهنگ سنتی می باشند و بدلیل مشغله های فکری جدید، دیگر رغبتی به معرفی این هنر به نسل جدید ندارند و لذا بستر و زمینه لازم فراهم نمی شود.
شایان ذکر است: توحدی متولد 1320 در روستای اوغاز در بخش سرحدی شمال قوچان است که پس از اخذ دیپلم وارد دانشکده پلیس شد، اما آنجا را با روحیه خود سازگار ندید، لذا در رشته فقه و مبانی حقوق اسلامی به ادامه تحصیل پرداخت.
درباره من و تاج دولت: